اعضا بدن به انگلیسی به همراه اصطلاحات آنها

اعضا بدن به انگلیسی

یادگیری اسم اعضا بدن به انگلیسی یکی از پایه‌ای‌ترین مهارت‌ها برای هر زبان آموز بعد از ثبت نام در یک دوره زبان انگلیسی آنلاین یا حضوری هست. وقتی می‌دونی “دست” می‌شه Hand و “پا” می‌شه Leg، نه تنها دایره لغاتت بزرگ‌تر می‌شه، بلکه می‌تونی راحت‌تر درباره سلامتی، ورزش، یا حتی توصیف خودت و دیگران صحبت کنی.

اعضا بدن به انگلیسی

این کلمات کمک می‌کنن مکالمه‌ها طبیعی‌تر شنیده بشن و درک متون آموزشی و داستان‌ها ساده‌تر بشه. برای یادگیری بهتر، استفاده از جدول‌های دو ستونه خیلی مفیده، چون مغز راحت‌تر ارتباط بین فارسی و انگلیسی رو به خاطر می سپاره. همچنین موقع آزمون هایی همچون دوره آیلتس آنلاین اصطلاحاتی که برای شما آورده ایم با این کلمات به کمک شما میان در جمله سازی های خودتون حتی در دوره تافل آنلاین هم استفاده میشه تا در این آزمون ها حسابی آماده باشید.

اعضا بدن به انگلیسی

وقتی این واژگان رو یاد بگیری، می‌تونی confidently درباره بدن انسان صحبت کنی، تو کلاس‌ها مشارکت داشته باشی و حتی در موقعیت‌های پزشکی ساده هم فهم بهتری پیدا کنی. پس بیایم با هم مهم‌ترین اعضای بدن به انگلیسی رو مرور کنیم و قدم بزرگی در مسیر تقویت زبان برداریم.

اعضا بدن به انگلیسی

همچنین اگه هدفت تقویت مکالمه برای زندگی یا کار در کشور دیگه‌ست، شرکت در دوره مکالمه مخصوص مهاجرت می‌تونه کمک کنه با اعتماد‌به‌نفس بیشتری به زبان انگلیسی صحبت کنی و سریع‌تر پیشرفت کنی. پس با آکادمی زبان انگلیسی شلبی همراه باشید تا بیشتر با این واژگان آشنا شویم.

اعضا بدن به انگلیسی

انگلیسی فارسی انگلیسی فارسی
Neck گردن Head سر
Shoulder شانه Hair مو
Arm بازو Face صورت
Elbow آرنج Eye چشم
Hand دست Ear گوش
Finger انگشت Nose بینی
Thumb شست Mouth دهان
Chest سینه Teeth دندان‌ها
Stomach شکم Tongue زبان
Waist کمر Back پشت
Leg پا Hip لگن
Foot کف پا Knee زانو
Skin پوست Toe انگشت پا
Heart قلب Bone استخوان
Brain مغز Lungs ریه‌ها
Blood خون Muscle عضله
Artery سرخرگ Vein رگ
Liver کبد Stomach معده
Intestine روده Kidney کلیه
Spine ستون فقرات Bladder مثانه
Nail ناخن Palm کف دست
Chin چانه Cheek گونه
Wrist مچ دست Forehead پیشانی
Ankle مچ پا

اعضا بدن به انگلیسی

اصطلاحات و مثل های انگلیسی با اعضای بدن

  1. Break a leg – موفق باشی
    Break a leg on stage tonight!
    امشب روی صحنه موفق باشی!
  2. Cost an arm and a leg – خیلی گران بودن
    That phone cost me an arm and a leg.
    آن گوشی خیلی برام گران تموم شد.
  3. Cold feet – دودل شدن
    He got cold feet before the wedding.
    قبل از عروسی دودل شد.
  4. Give someone a hand – کمک کردن
    Can you give me a hand with this box?
    می‌تونی تو بلند کردن این جعبه کمکم کنی؟
  5. All ears – با دقت گوش دادن
    Go ahead, I’m all ears.
    بگو، با دقت گوش می‌کنم.
  6. Keep an eye on – حواست به چیزی بودن
    Please keep an eye on my bag.
    لطفاً حواست به کیفم باشه.
  7. See eye to eye – هم‌عقیده بودن
    We don’t always see eye to eye.
    ما همیشه هم‌عقیده نیستیم.
  8. Turn a blind eye – نادیده گرفتن
    The teacher turned a blind eye to it.
    معلم عمداً نادیده گرفت.
  9. Lend an ear – گوش دادن با حوصله
    Thanks for lending an ear.
    ممنون که با حوصله گوش دادی.
  10. Get something off your chest – حرف دلت را زدن
    I need to get this off my chest.
    باید این حرف رو بزنم و سبک بشم.
  11. Under someone’s nose – جلوی چشم
    The keys were under my nose!
    کلیدها جلوی چشمم بودن!
  12. By the skin of your teeth – به‌زور
    I passed the exam by the skin of my teeth.
    امتحان رو به‌زور قبول شدم.
  13. Put your foot in your mouth – حرف نابجا زدن
    I really put my foot in my mouth.
    واقعاً حرف بدی زدم.
  14. Stand on your own two feet – مستقل بودن
    She learned to stand on her own two feet.
    یاد گرفت مستقل زندگی کنه.
  15. Have a sweet tooth – عاشق شیرینی
    I have a sweet tooth.
    عاشق شیرینی‌ام.
  16. Keep your head above water – دوام آوردن
    I’m just keeping my head above water.
    فقط دارم به‌زور دوام میارم.
  17. Use your head – عاقلانه فکر کن
    Use your head before you decide.
    قبل از تصمیم گرفتن عاقلانه فکر کن.
  18. Face the music – روبه‌رو شدن با عواقب
    He must face the music now.
    حالا باید با عواقبش روبه‌رو بشه.
  19. Lose your nerve – جرأت از دست دادن
    She lost her nerve at the last moment.
    لحظهٔ آخر جرأتش رو از دست داد.
  20. Behind someone’s back – پشت سر کسی
    Don’t talk behind my back.
    پشت سرم حرف نزن.
  21. Pull someone’s leg – شوخی کردن
    Relax, I’m just pulling your leg.
    آروم باش، فقط شوخی می‌کنم.
  22. Have a big mouth – راز نگه‌دار نبودن
    He has a big mouth.
    دهان‌لق است.
  23. Stick your neck out – ریسک کردن
    I won’t stick my neck out for him.
    براش ریسک نمی‌کنم.
  24. In the blink of an eye – خیلی سریع
    It was over in the blink of an eye.
    در یک چشم به هم زدن تموم شد.
  25. Wash your hands of – شانه خالی کردن
    He washed his hands of the problem.
    از مسئولیتش شونه خالی کرد.
  26. Get under someone’s skin – کلافه کردن
    His voice gets under my skin.
    صدایش کلافه‌ام می‌کند.
  27. Head over heels (in love) – شدیداً عاشق
    He’s head over heels in love.
    دیوانه‌وار عاشق است.
  28. Keep your chin up – ناامید نشو
    Keep your chin up, things will improve.
    ناامید نشو، اوضاع بهتر میشه.
  29. Have two left feet – دست‌وپاچلفتی
    I have two left feet when I dance.
    وقتی می‌رقصم دست‌وپاچلفتی‌ام.
  30. On the tip of your tongue – سر زبان
    Her name is on the tip of my tongue.
    اسمش سر زبونمه ولی یادم نمیاد.

وقتی این واژه‌ها را بلد باشی، خیلی راحت‌تر می‌توانی در موقعیت‌های روزمره، مکالمه‌های ساده یا حتی گفت‌وگوهای تخصصی از خودت و دیگران صحبت کنی.

دانستن این کلمات کمک می‌کند بهتر فیلم‌ها را بفهمی، توصیف‌های دقیق‌تری داشته باشی و در مکالمه‌های واقعی اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنی. این واژه‌ها در ظاهر ساده‌اند، اما نقش بزرگی در روان‌تر صحبت کردن دارند.

پیشنهاد می‌کنم هر روز چند تا از آن‌ها را تمرین کنی، با آن‌ها جمله بسازی و در گفتگوهایت استفاده‌شان کنی. یادگیری قدم‌به‌قدم و مرور مداوم، باعث می‌شود این لغات برای همیشه در ذهنت بمانند و زبان انگلیسی برایت طبیعی‌تر و شیرین‌تر شود. پس با علاقه پیش برو، چون هر کلمه‌ای که یاد می‌گیری، تو را یک قدم به تسلط واقعی نزدیک‌تر می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *